تبليغاتX
فرهنگ ايراني

فرهنگ ايراني

اين وبلاگ در برای يادآوري فرهنگ ايراني است

این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد

اگر دوست داريد، صداي خروش آبشاري پرآب در كوهسار را بشنويد و به تماشاي ريزش آب از كوه و لاله‌هاي سرخ واژگون و شكوفه‌هاي رنگارنگ و بستر سبز كنار جوي‌ها بايستيد، به سميرم در استان اصفهان برويد و از آنجا پس از پشت سر گذاشتن راه 5 كيلومتري به كنار آبشار سميرم مي‌رسيد كه از زيباترين و بزرگ‌ترين آبشارهاي ايران است.

چشم‌اندازهاي بومی رنگارنگ آنجا در بهار و آغاز تابستان شگفتی آورند در زمستان هم مي‌شود به كنار آبشار رفت و در خلوت آرامش، غرش آبشار را با همه تن شنيد.

دریغ است دلبسته گردشگري در بر و بوم باشيم و آبشار سميرم را نبينيم. آبشار پرشكوه سميرم، آبنماي خود جوش چشم‌نوازي است كه در 5 كيلومتري خاور (شرق) سميرم در 160 كيلومتري جنوب اصفهان قرار گرفته است.

با گذشت از سميرم به سوی خاور (شرق) به آبشار زيباي سميرم مي‌رسيم. اين آبشار گاهي، بلندایی بيش از 70 متر پيدا مي‌كند. آب آبشار از چشمه‌ساران کوه های بالادست آن سرچشمه مي‌گيرد و از بالاي تخته سنگ هموار و بزرگ به بيرون مي‌جهد. پاي آبشار سرزمین سبز پهناوری ساخته شده كه هماهنگي چشمگيري با كوه و آبشار و گياهان و گل‌هاي بومی كوه دارد.
آب و هواي اينجا در بهار و تابستان دلنشین و دل‌نواز است و گردشگران بسیاری را سوی خود می کشاند تا جاییکه در زمستان هم بويژه اگر هوا بسیار سرد نباشد و برف بسیار زمين را نپوشانده باشد، دوستداران بر و بوم (طبیعت) به تماشاي آبشار مي‌شتابند

پایان بهار و سراسر تابستان شايد جايي براي نشستن روي نيمكت‌هاي زمین سبز آبشار پيدا نكنيد و صداي آبشار در سروصداي مردم، بلندای زمستاني‌اش را نداشته باشد؛ ولی در زمستان شماييد و بر و بوم (طبیعت) شگفت‌انگيز پيش‌رويتان و شايد هم چند نفري مانند خودتان آنجا باشند. مي‌گويند آبشار سميرم، عروس زيباي رشته كوه‌هاي زاگرس است.
زاگرس زيبايي‌هاي خيره‌كننده‌اي دارد. شايد يكي از دیدنی ترين آنها همين آبشار باشد. اين آبشار كه آبش به دره نادر می ریزد، در گذشته 75 متر بلندا داشته؛ و در زیر فرسايش در سال‌هاي پشت در پشت به 35 متر كاهش يافته و تنها در سال‌هاي پرآبي دوباره بلندا مي‌گيرد.
ساليان دراز كه شايد هزاران سال باشد، دستمایه شده تا نرمي آب، خراش و شكافي بر سينه كوه بر جای گذارد و آب از اين شكاف بيرون مي‌جهد. همسايگي آبشار و كوه با درختان و همنوايي آنها با پرندگان، درختان و جانوران در آنجا، چشم‌اندازي شگفتی آفرین پديد آورده كه تنها بايد به آنجا رفت و اين همه زيبايي را به چشم دل و شگفتی ديد و اين سخن را بر زبان آورد: خدايا تو را سپاس كه سرزميني زيبا به ما بخشش فرمودي.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388زمان 11:44  بدست ---شریفی دارانی  | 

باغ شاهزاده یا شازده ماهان

این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد


باغ شاهزاده یا شازده ماهان كه در دامنه های خراسانی (شمالی) كوه های تیگران در چهار کیلومتری شهر ماهان جای دارد، همچون نگینی زیبا در دل كویر می درخشد.

احمدعلی خان وزیری در کتاب تاریخ كرمان پیرامون این باغ نوشته: باغ ناصریه را محمدحسن خان سردار ساخت و کاخ آن را ناصرالدوله ساخت.در این كتاب آمده است: این باغ كه امروز باغ شاهزاده نامیده شده است و در نیم فرسنگی ماهان ساخته شده بدست عبدالحمید میرزا فرمانفرما فرمانروای كرمان در پایان دوره قاجاریه ساخته شده است. فرمانفرما برای ساختن این باغ از گوشه و کنار كرمان كارگر گرفت و بسیاری از توانایان در ساختن آن به زور كمك كردند تاجاییکه نهال درخت ها را نیز از هر گوشه ای آوردند.

گویند كه چون آگهی مرگ ناگهانی ناصرالدوله را به ماهان بردند، سازنده ای كه سردر ساختمان را به پایان می رساند زمانی که آگهی مرگ او را شنید تغار گچ را كه به دست داشت به دیوار چسباند و خود از چوب بست پائین آمد وفرار کرد که این تغار گچ سال ها همچنان آنجا مانده بود. نمای پایه باغ مانند باغ های کهن ایران دارای دو کاخ با یك رشته آبنما و حوض های به هم پیوسته در میانه است كه آن را یكی از زیباترین باغ های دیدنی ایران ساخته است. کاخ سردر، کاخ شاه نشین و گرمابه بخشهای های گوناگون این باغ را می سازند.کاخ بزرگ نخست مانند ساختمانی دو اشكوبه (طبقه) با ایوان های کمانی و سایه بانی آیینی بوده است. سال ها پیش اشکوب بالایی آن ویران شده كه در سال ۱۳۷۰ به همان گونه نخست (دو اشكوبه) بازسازی شد.در گوشه خاوری (شرقی) باغ و نزدیك کاخ بزرگ گرمابه ای زیبا كه دارای حوضهای آبگرم سنگی و دیوارهای كاشیكاری است، ساخته شده است. گرمابه باغ همزمان با بازسازی ساختمان نخست، بازسازی شده و هم اكنون موزه شده است. در بخش پیشین کاخ بزرگ، حوض بزرگی دارای ۵ فواره هست. این حوض كه آبش از قناتی به نام تیگران سرچشمه می گیرد به پاشویه سنگی دور آن ریخته و از آنجا همانند آبشار روان می شود. در پی گردش آب از دو سمت گلكاری پیاده روها و رد هایی از سروهای بلند، چشم اندازی زیبا را پدید آورده است. مساحت باغ شازده نزدیک پنج هكتار و دارای درختان میوه گوناگون است.

از این باغ سالانه بیش از ۱۵۰ هزار گردشگر درونمرزی و برونمرزی دیدن می كنند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388زمان 10:48  بدست ---شریفی دارانی  | 

باغ چشمه بلقيس چرام كهگيلويه نشانه اي از هنرمندانه ترين خرد بشري

این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد

پیغام یکی از خواننده ها

این باغ توسط اسکندرخان چرامی بناشده و طرح این باغ کاملا ابتکاری از طرف اقای چرامی است .

 جای دلپذیری براي ساخت پذيرايي جهانگردی است.

درباره چشمة بلقيس چرام گفته شده است که ، از هر درختي که در هر سرزمینی از جهان بوده است، نمونه‏اي را در اين باغ کاشته اند. زمين کشتخيز و دست نخورده چرام نشان داده است که گنجایش پرورش هر گونه گل و گياهي را در دل خود دارد، به گونه اي که بيننده شيفتة گوناگوني گياهي اين باغ مي‏شود. اين باغ در دهانه کوه خراسانی (شمالی) ساخته شده و آب چشمة بلقيس به اين باغ مي‏ريزد. آب چشمه‏هاي ديگر در جويبارهاي همبسته با زیربنای معماري درخور نگاه , تراس‏بندي شده و به استخر زيباي سرازير مي‏شوند.

باغ چشمه بلقيس چرام كهگيلويه گستره اي پردرخت است كه در آغوش پرچینهاي كوتاه سنگي جاي گرفته است. باغي است در دره اي پير كه بيدهاي مجنون را درون و گرداگرد خود سال هاست با زيبايي خويش شگفت زده كرده است. بوي نشاي شاليزارها، چرام را دربر گرفته است و روستاي كوچك قنبرآباد در كنار كشتزارها رخ مي نماياند جاده پيچ در پيچ ما را به باغ بزرگ و زيباي چشمه بلقيس مي رساند. باغ بزرگ بر تپه و در قلب چشمه خروشان بلقيس نهاده شده است. درختان سرو، انار، ليموترش و شيرين، سيب،بيد مجنون، انگور و نخل هاي آذینی و گياهان گوناگون ديگر، گردامد پيچيده و شگفت انگيزي را ساخته نهرها پس ازگذر از جاي جاي باغ و تراوش خنكاي خود به گردشگران،به استخري به پهنای ۱۰ متر و بلندای ۱‎/۵ متر مي ريزد.

نهرهاي بزرگ با معماري سنتي ویژه و پس از ريزش در استخر، دشت تشنه چرام را سيراب مي كند. باغچه اي به پرتو (شعاع) ۴ متر در درون حوض آب، نشان از هنرمندانه ترين گونه ساخت بشر است. هيچ گردشگری دلزده نمي شود و چرامي ها، خود بيش از دیگران هواي پاك و مهربان چشمه بلقيس افسونگر را به شش ها فرو مي برند. امروزه چشمه بلقيس كهگيلويه با گامهايي استوار و وفادار به میهن خود، ميزبان هزاران گردشگر است كه اميد است با دست هايي پر از سبد هواي پاك و جانی پر از شادابی به سرپناه خود برگردند. چشمه بلقيس يكي از کششهای چشمگیر گردشگري استان كهگيلويه و بويراحمد است. اين چشمه از سرزمینهای گرمسيري كهگيلويه و بويراحمد است و در ۲۳ كيلومتري شهر دهدشت، مركز شهرستان كهگيلويه و ۴ كيلومتري شهر چرام ساخته شده است. چشمه بلقيس ۳۸ هزار و ۹۶۰ مترمربع پهنا دارد برخی می گویند در پایان دوره ساساني به دست زني به نام بلقيس ساخته شده است. باغ کنونی چشمه بلقيس در آغاز دوره پهلوي ساخته شده است. بخش چرام از شهرستان كهگيلويه در ۲۲۰ كيلومتري نیمروز باختری (جنوب غربی) ياسوج پایتخت (مرکز) استان كهگيلويه و بويراحمد است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387زمان 18:27  بدست ---شریفی دارانی  | 

چند آتشکده به نام در ایران


این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد

آتشکده نیاسر

این آتشکده بدست شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده است. پهنا و درازای آن 14 متر در 14 متر می باشد. این سازه پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس بدست مردم بازسازی گشته است و امروزه کم وبیش درست می باشد. نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان استوار است  و در سرزمینی کوهستانی در بلندیهای کرکس می باشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا هست. در نیاسر غاری که وابسته به دوره پارتیان بوده است نیز دیده می شود. به گمان بسیار این غار پرستشگاه میترایی بوده است که امروزه از جاهای دیدنی این شهر می باشد. اندازه های همگون بندهای آن افسون كننده است گونه ها سنگچینی از لاشه سنگهای بزرگ ناتراش تا تکه سنگهای تراشیده چهار گوش بالایی طاقنمای درها بر دوست داشتنی بودن و سادگی سازه می افزاید.


آتشکده قصرشیرین

بازمانده های آتشکده ساسانی دیگری در قصرشیرین از دوره پایانی آن زمانه و آتشکده های دیگری از سده های پیش تر، مانند آتشکده های تنگ چاك چاك، كوه خواجه (پارتی)، كازرون، فیروز آباد، همگی سوگندی است بر پایداری و گسترش این گونه ساخت و ساز. در همه اینها، گچبری آذینی پایه و نگارهای ریخته ای بیشتر از میان رفته و اندود کلفتی كه زمانی دیوارهای سنگی ناهموار را می پوشاند فرو ریخته و دیوارهای لخت نمودار شده  بیشتر از دیدگاه سادگی برشكوه سازه می افزاید

چهار تاقی بازه هور( رباط سفید )

یكی از كهن ترین نمونه های آتشکده گنبد داری كه شاید وابسته به زمان پارتیان است سازه ی سنگی به نام بازه هور هفتاد كیلومتری جنوب شهر مشهد در گوشه شرقی روستایی به نام رباط سفید در ابتدای تنگه‌ ی بازه هور ساخته شده است. از نظر واژه ای بازه در پارسی دری به جایی از دیواره كوه گفته می‌شود كه خورشید از میانه باز آن به گونه ای باشكوه و زیبا سپیده می زند و شاید نام بازه هور از همینجا باشد. از دید ویژگیهای ساخت شناختی این سازه نمایگر بخشی از ساختمایه های ساسانی است در نزدیكی از این سازه ویرانه‌هایی از دژ تاریخی به نام دختر و پسر برفراز بلندی دیده می‌شود.

 

آتشکده آذرگشنسب یا آذرجشنس

یکی از به نامترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی ساخته شده است و امروزه به آن تخت سلیمان می گویند. در دوره شاهنشاهی اشکانیان برجسته ترین پادشاه آذربایجان آریوبرزن و پسرش ارت وزد بوده است. بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس ارمغانهایی پیشکش می کردند. آتشکده شیر هم همان آذرگشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است. ساخت این سازه به بیش از 3000 سال باز میگردد و در دفتر هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آنرا کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است که فر ایزدی به او رسیده بود. آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست ساخته شده است و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در دور تا دور آن سازه بوده است. این دریاچه به گونه خودجوش هر دم 44 لیتر آب از خود بیرون می دهد. آتشکده ساسانی پهنترین سازه های ساسانی است كه تاكنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است. یك آتشکده دارای شماربسیاری اتاق است. در کانون سازه ی آتشکده بیشتر یك اتاق چهارگوش به گونه یك چهار طاقی با محراب آتش ساخته می شود. دومین اتاق ارزنده «یزشن گاه» است كه در آن آتش را زمانی که برای نیایش در پیش دید نیست، فروزان نگهداری می كردند.

آتشکده بیشابور

چسبیده به قصر بزرگ بیشابور، بازمانده های  آتشکده ای از همان زمان دیده می شود كه هر چند نگاشت (نقشه) چهار گوش آن دارای آیین ایرانی است، از شگردهای ساختمانی روم بهره برداری كرده است. سازمایه های آذینی آن مانند سرهای گاو نر پشت در پشت به روشنی از شوش یا تخت جمشید رونوشت شده است. در بیشاپور تنها سازه های فرمانروایی در بخش شمالی شهر از زیرخاك بیرون آورده شده اند. این سازه ها را كاخی با نیایشگاه کناری آن به شمار می آورده اند ولی به گمان بسیار یك آتشکده بزرگ با یك میانسرا (حیاط) دارای در و راست گوشه (مستطیل) در گوشه جنوب شرقی بوده است. این میانسرا(حیاط) به ایوانی كه هنوز کنده کاری نشده  می رسد و در پشت آن تالار بزرگ چلیپایی  بوده است كه زمانی بر بخش میانی آن بزرگترین گنبد ساسانی (به کلفتی  22 متر) زده شده بوده است. این سازه شاید جایی پاک بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387زمان 19:41  بدست ---شریفی دارانی  | 

این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد

گندم بریان تپه اى به پهنای ۴۸۰ کیلومتر مربع است که از گدازه هاى سیاهرنگ آتشفشانى پوشیده شده است. این تپه به نام گرمترین سرزمین کره زمین از سوى پروفسور پرویز کردوانى شناسانده شده است که دماى آن در سایه در تابستان به ۶۷ درجه سلیسوس مى رسد و به راستی سرزمین گرمایى کره زمین بشمار مى رود.


«گندم بریان» یا «ریگ سوخته» در ۸۰ کیلومترى شمال شهر شهداد در کویر لوت استوار است و از این رو که راهو راه شناسانده شده ای ندارد دستیابى به آن به سختى و تنها با همراهى شمار کمی  که آشنا به راه ها هستند شدنی است. این تپه هم از رویکرد زمین شناسى و هم کشش گردشگرى نیاز به بازشناسى بیشتر دارد و باید زمینه دستیابى آسانتر دوستداران به آن نیز فراهم شود. دماى هوا از آبان تا فروردین در این سرزمین کره زمین دلپذیر است و تنها در همین زمان است که مى توان به گردش در گندم بریان فکر کرد. 


 کویرشهداد

کویر شهداد بخشى از کویر لوت به شمار مى رود. سرزمینى با پدیده ها و شگفتى هاى ناشناخته که مى تواند پنجره اى نو به گردشگری ایران بگشاید. کویر، تنها یک آب و هوا و سرزمین نیست، خوب که بنگریم تن پوش فرهنگ و دیرنه شناسی را هم بر تن لوت و لختش مى بینیم. در کنار سرزمینهای باستانى و مزه شیرین پرتقال و خرماى بزمانى شهداد براى همه دوست داشتنی است.در کنار کشش هاى یاد شده، رود دایمى شور با بــــــلورهاى زیباى نمک، تپه گندم بریان، گدار باروت، نمک هاى تخم مرغى شکل، سرزمین بدون زندگی و باکترى درون کویر، بوته هاى گز(نبکا ) در کنار آن، زیبایى کویر را صد چندان کرده اند. جایى که همچون کره هاى ناشناخته نیاز به شناسایى بیشتر دارد.
شب کویر هم که خیال انگیز و  ستودنی  است چنـــــانکه در هیچ جاى دیگرى نمى توان شب هاى سرمه اى و پرستاره را این چنین دید.
شربت «کاشکیلو» از شکوفه هاى نخل هاى این سرزمین بدست مى آید درختان گز با جمع شدن شن هاى روان در دورشان مانند گلدان هاى بیابانى در کنار راه خودنمایى مى کنند. به این تپه ها و گزها، نبکا گفته مى شود که بلندای برخی از آنها تا ۱۵ متر هم مى رسد. بلندترین نبکاى دنیا با ۱۵ متر بلندی در روستاى کریم آباد شهداد وجود دارد. هرچه جلوتر مى رویم زمین از پوشش گیاهى خالى تــر مى شود و تنها ۵ کیلومتر پس از ده سیف در ۳۰ کیلومترى شهداد، پوشش گیاهى ناپدید مى شود و کویر تا آنجا که چشم کار مى کند آغوش به رویمان مى گشاید.
کلوت ها که مانند یک شهر بزرگ از دور دیده مى شوند  گندم بریان در کیلومتر ۴۵ از راه ماشین رو جدا مى شود و از راه قدیمى که کاروان هاى شتر تا دهه ۳۰ و برخى کامیون ها تا دهه ۷۰ از آن بهره می بردند سراب در کویر موج مى زند و کلوت هاى کوچک و بزرگ قایق وار بر آن شناورند. خدا در کویر بدون سفال و متال، رنگ و سنگ، شهرى آفریده که دیری از دیدنش گیج مى شوى.
درازای سرزمینی  که کلوت ها در آن جاى دارد ۱۴۵ کیلومتر و پهنای آن حدود ۸۵ کیلومتر است. شهرى بدون زندگی و با ۱۱ هزار کیلومتر مربع گستردگی که از شهرهاى بزرگ جهان بزرگتر و زیباتر است. ۷۵ کیلومتر از شهداد و ۳۰ کیلومتر از راه ماشین رو شهداد به نهبندان دور است و نمک هاى که مانند تخم مرغ هستند در اینجا دیده می شود
در این سرزمین از این رو که نزدیک به رود شور است با پریدن آب، نمک برجاى مانده است و با گذشت زمان، آب در ستون هاى پدید آمده بالا آمده و بر بلندای نمک افزوده شده است و در پایان نمک به مانند تخم مرغ، گنبدهاى کوچکى ساخته است.
هزار متر آن سوتر به رود شور با بستر سفید رنگ و پوشیده از نمک مى رسیم.  گندم بریان با لبه اى سیاه رنگ در سمت راست رود دیده مى شود. روی زمین از سنگریزه هاى سیاه پوشیده شده است. سنگ هاى سیاه آتشفشانى زیبایى بسیاری به آن داده اند. تپه گندم بریان با سنگ هاى آتشفشانى سیاهرنگ پوشیده شده است. سنگ ها هر یک به ریختی درآمده اند و فرسایش بادى در درازای سالیان دراز نگاره هاى زیبایى را از همنشینى سنگ و شن آفریده است. 

 چرا گندم بریان
مردمان شهداد به تپه گندم بریان، ریگ سوخته هم مى گویند. چون پهنه ی تپه از گدازه هاى سیاه رنگ پوشیده شده مردم در گذشته ریگ سوخته مى گفتند که هنوز هم اینگونه است.
گفته مى شود کاروانى ناچار به ریختن بار گندم خود در این سرزمین شده است. پس از چند روز که از شهداد شترهاى تازه نفس براى جابجایی گندم و رفتن راه مى آورند می بینند گندم هایشان برشته، بو داده شده یا بریان شده است  و آن زمان به این تپه گندم بریان هم مى گویند.
دیدگاه زمین شناسان
سنگ هاى تپه گندم بریان را گدازه هاى آتشفشانى است که در پیامد آتشفشان در پهنه بسیاری پخش شده اند. این سنگ ها قلیایى (بازى) و آذرین بیرونى هستند

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387زمان 19:47  بدست ---شریفی دارانی  | 

این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد

غار سهولان

غارهای بسیاری که در استان آذربایجان غربی هستند همواره کششی برای بیشتر گردشگردان بوده است که می توان از بنامترین آنها غار سهولان را نام برد.  این غار در 35 کیلومتری شهرستان مهاباد و جاده مهاباد-بوکان هست و  از چند تالاب بزرگ که به وسیله دالان های آبی به هم راه دارند ساخته شده است. بلندای سقف غار از روی آب در حوضچه آخر 50 متر و گودی آب در حوضچه وسط به 35 متر می رسد.

این غار به تازگی در میان ایرانگرادان بنام شده و به تندی جایگاه ویژه ای به نام یکی از مهم ترین غارهای آبی ایران یافته است. این غار تا اندازه ای همانند غار علیصدر همدان است با این دگرگونی که بخش شناخته  شده آن هم اکنون چندان بلند نبوده و قندیل های بسیار زیبا و فراوان در غار علیصدر را به شمار کم می توان در این غار دید.غار سهولان دارای دو در است که به هم راه دارند و می توان از هر یک از آنها درون غار رفت و از در دیگری بیرون آمد. بعد از درون غار رفتن و پس از طی راه پیاده سوار قایق خواهید شد و به دیدن غار خواهید پرداخت. هم اکنون به مهر نور پردازی دروني غار كه با لامپ ها و نورافكن های گوناگون چراغاني شده، دیدگاههای شگفت انگيزي را می توان دید؛ ته نشینهای درون غار نگاره های گوناگونی دارد: پای فیل، عروس دریایی، خفاش و... که به همراه قندیل های زیبای غار آنرا بسیار دیدنی کرده است کلمه سهول در زبان  کردی به چم (معنی) یخ می باشد که شاید از این رو این غار نام گذاری شده است که این غار دارای یخ بندان های بلند زمستانی و خنکای تابستانی آن است. هم اکنون می توان با خودرو تا نزدیکی غار رفت و تنها راه کوتاهی را ناچار به پیاده روی خواهید بود. نکته دیگر اینکه این غار  لانه کبوترها هم هست که همواره شماری کبوتر در آن زندگی می کنند.

بر سر راه غار، سرزمینی است  که پرچمی با نام "جاذبه معکوس" در کنار جاده دیده می شود. شاید در این سرزمین با بودن سرازیری جاده بر اثر کشش کوه، شتاب خودرو کاهش می یابد. می گویند این پدیده بیشتر برای ماشین های سنگین و مینی بوس ها پیش می آید. و این از آن روست که سنگ هایی با سرشت کشش کهربایی (مغناطیسی) در کوههای کنار جاده می باشد؛ که  خود پدیده شگفتی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387زمان 17:48  بدست ---شریفی دارانی  |